خرید بک لینک
هـــ ـــرچـــــنــ ـــد تنـــــ ـهــ ـــا

اما

ر هـــ ــــــ ـــــا

آدمیزاد اصولا تنهاست. این همه عمر کردم و تلاش کردم تنها نباشم! تنها نمونم، ترسیدم از تنها موندن، تنها شدن، تنها گذاشته شدن...

اما شگفتا که تهش به این بینش برسی، که تو آلردی تنهایی، همه تنهان! حتی اونها که خووووب بلدن ماسکهاشونو...

کافیه بپذیریش و در آغوش بگیریش...

خودتـــ ـــو و تنهاییـ ـتــو ...

من خوبم.

ملالی نیست، جز دوری شما....

برچسب: نویسنده: آروین طباطبایی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:10

فکر میکنه رفتم، چون نمیتونست باهام ازدواج کنه و به آرزویی که تقریبا هر دختری داره و منم داشتم برسونتم؛

نمیدونست رفتم، چون نمیخواستم هووی کسی باشم، نمیخواستم وسط زندگی زن دیگه ای باشم، رفتم چون نمیخواستم نفرین بچه و همسرش پشتم باشه...

چه خوش خیال که فکر میکرد ازدواج کردن برام مهمتر از خودش بود...

هنوز انگار منو نشناخته بود؛ ارزشها و خط قرمزهامو؛ وگرنه چنین فکری نمیکرد...

برچسب: نویسنده: آروین طباطبایی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:10

عشق همه چیز هست جز وصال ...

برچسب: نویسنده: آروین طباطبایی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:10

صفحه بندی